تبليغاتX
رایحه طلایی

رایحه طلایی

لازم ولی ناکافی

پیش از شدن

... و چه سحرانگیز است لمس زندگی از میان شیشه خیال ........ غرقه در سحرگاه جاودان!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 0:36  توسط اردوان شهردار  | 

آغاز

بارها و بارها زندگی را از نو با بوی خوش نگاه اول شروع میکنم. پیشینه ام، پنجره ام، آینه ام همه نگاره ای بر دیوار زمانم اند. چه سحر انگیز است باغ بی دیوارم!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 8:6  توسط اردوان شهردار  | 

سکوت

رهایی فلسفی در درک همزیستی آگاهی و موضوع آگاهی و نه از انتخاب آگاهی حاصل میشود. بودن و نبودن به دایره این دو قطب تعلق دارند و در مرز ناپیدایشان بی معنا هستند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 7:20  توسط اردوان شهردار  | 

جاودانگی

چه نامی بر حیطه ای که در آن "شکوفایی" مرگ غنچه ها، و "تلاشی" آفرینش استعداد ها است می توان گذاشت؟ آیا مسئله انسانی که خود را در تضاد میان آفرینش اشکال و احجام، و دلتنگی برای بی شکلی اولیه می یابد، براستی مرگ و زندگی است؟ آیا در عمق وجود همزمان خواهان زندگی و مرگ اصیل نیستیم؟
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 9:17  توسط اردوان شهردار  | 

دو روی یک سکه

آیا برای رودخانه ای که بر فراز و نشیب های رنج و لذت روان است، لحظه های سفید و سیاه معنایی دارند؟ آیا برای کسی که به میدان نبرد دل سپرده و در آن غوطه ور گشته است، معنایی برای جنگ باقی مانده است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 6:50  توسط اردوان شهردار  | 

درمان؟!

انسان تا هنگامی در بند است که از در آغوش کشیدن آنچه درد یا لذت می پندارد واهمه دارد. معاشقه حقیقی به فنا، مرگ عاشق و معشوق و تولدی نو می انجامد. تولدی که در آن معنایی برای عاشق و معشوق پیشین وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:26  توسط اردوان شهردار  | 

زمان

درمانگری که تنها به فن خود می اندیشد جز به خرسندی واقعیتی قراردادی که به از خود بیگانگی انسان منجر شده است نمی اندیشد. چگونه کسی که درمیدان جدال میان زمان و حقیقت به تعجیل روی آورده است آرامش لازم را برای مشاهده "آنچه هست" حفظ خواهد کرد؟؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:57  توسط اردوان شهردار  | 

رایحه طلایی

هر چقدر وجود انسانی را شناخته شده تر فرض کنیم٬ مدل های شناختی به ظاهر امنی را برای پوشانیدن جهل خود بنا خواهیم کرد. آیا بهتر نیست که جلای این گوهر ناشناخته را با ابزار عقل گرایانه خود از بین نبریم؟ اختیار کردن سکوت و حیرت هزاران بار از نگاهی مطمئن و متکبر پایدار تر است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:57  توسط اردوان شهردار  | 

"اینجا" "هیچ جا" یا "همه جا"؟

گرچه همه میدانیم که "من" در ورای نقطه ای بین چشمانمان نیست هر بار که از "من" سخن میگوییم نیم نگاهی به این نقطه می اندازیم. مضحک تر از آن فرض کردن مکان "من" در نقطه ای دیگر است!!! شاید واژه گنگ "آگاهی" برای آن ماهیت "فرامن"ی که از بستره ای بی مکان و غیر شخصی بر میخیزد و گهگاه واژه "من" را در ورای چشمانمان نقش میزند مناسب باشد. واژه گنگی که ما را از مباحثات گنگ در باب "من" رها میسازد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:56  توسط اردوان شهردار  | 

"این" و "آن"

آنچه دراصرار بر تقابل میان ایده های متناقض حاصل میشود چیزی جز نوعی جمود فکری و وحشت از رهایی نیست. ولی در درک این تقابل میتوان درفضای مه آلود زیبای فرای مجادلات شناور بود و راز زایش "این" و "آن" و آمیزش عاشقانه آن دو و محو شدنشان در سکوت درخشان را درک کرد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:55  توسط اردوان شهردار  |